X
تبلیغات
گروه ادبیات شهرستان بروجرد - آداب و رسوم لر
ادبیات گذر از وادی سبز تاریخ کهن فارسی

 

نام گردآورنده : فریبا ساعتچی

سلام بر عشاير دلير ايران!‌سلام به سلحشوران غيوري كه در طول تاريخ اسلامي ايران پيوسته بر سرمرزها و در حاشيه كويرها و دردل كوهها و در پهندشت صحراها و در هر نقطه عشايري ديگر از اين كشور عزيز و پهناور، پيوسته سرسخت ترين مدافعان اسلامي و ميهن اسلامي را تشكيل داده و راه هر گونه توطئه اي را بر دشمنان اسلام بسته اند.

بخشي از پیام حضرت امام راحل « ره» به عشاير

در مورخه 14/3/61

سلام مرا به مردم شهيد پرور لرستان و شهر خرم آباد و علماي محترم ابلاغ كنيد،‌من رشادت و پايداري مردم و عشاير غيور را در وقايع جبهه و جنگ اطلاع دارم،‌لكن در سال 59 شخصا شاهد شجاعت و دلاوريهاي داوطلبان مخلص آن استان بده ،‌از نزديك روحيه مبارز آنان را شناخته ام ، نبرد آنان بيش از آنچه شنيدني باشد ديدني است.

بخشي از پيام آيت الله خامنه اي به مردم لرستان

توضيحي درباره ي كلمه ي لر و پيدايش آن

كلمه لر به مردمي گفته مي شود كه در دو اقليم لرستان و بختياري سكونت دارند، ولي با بررسي ببيشتر تا نيمه دوم قرن چهاردهم هجري هيچيك از مورخين قوم و طايفه اي را به اين نام در آثار خويش معرفي ننموده اند و اقليم كنوني نيز به نام لرستان مشهور نبوده است ، بلكه هر قسمت از آنان در حيطه ي حكومت حاكمي بوده است كه در تواريخ از آن ذكري شده ويا سنگ نوشته هايي از آنان به خط كوفي به جاي مانده است.

اما در مورد دو وجه تسميه ي لر، اغلب مورخين روايات مختلفي نقل كرده اند كه از آن جمله مستوفي « 1» مي نويسد: در زبده التواريخ آمده كه اين اسم بر آن قوم به وجهي كه گويند آن است كه در مانرو دهي است كه آن را «دركرد» خوانند و در آن حدود بندي است كه آن را به زبان لري «كول» خوانند و در آن بند موضعي است كه آن را «لر» خوانند، چون اصل ايشان از آن موضع است . از آن سبب ايشان را «لر» گويند. به سبب ثقالت كسرلام را به ضمه بدل كرده اند و «لر»  گفته اند. وجه سوم آنكه شخصي كه اين طايفه از نسل اويند «لر» نام داشته و قول اول درست مي نمايد.                              

 

نقدي برپساوند«لر» در لرستان

اكثر طوايف لرستان و بختياري در آخر اسم طايفه شان پسوند «وند» دارند . «وند» به معناي دوستي است، مثلا بهاروند كه طايفه اي است در لرستان جدشان بهار مي باشد، بهاروند يعني دوستدار بهار و تعاريفي از اين قبيل كه ليكن اينطور نيست.

اين «وند» به معناي دارو دسته مي باشند، و بهاروند يعني دارو دسته و يا تيره و طايفه اي بهار و كلا در لرستان و بختياري اغلب شهرت و تخلص ها از نام جد قبيله گرفته شده و به جاي ياء نسبت پساوند «وند» به دنبال نام جد مي آورند، مثلا بهاروند، حسنوند، بيرانوند، يعقوب وند ، كمالوند،‌ كوليوند وغيره.

عشاير لرستان

مولف: حاجي رضا خدا بخشي

«تعريف لرستان از زبان يكي از شاعران لر»

اين لرستان كه چنين آب و هوايي دارد

                                     

 دشت و صحرا و جبلش حال و صفايي دارد

چشمه ها يك طرف و كوه نمايان جانم

                                           ديده را مات ، كه اين به چه هوايي دارد

كوه كلاه ، يافته، سرداب ، زقالي كوه گو

                                            اشترانكوه ، و سفيد كوه ،‌چه نمايي دارد

آبشار بيشه وافرينه و تافش نگرم

                                           داروي درد من است اين چه دوايي دارد

هر چه گويم سخن از چشمه و كوه اي عاقل

                                             وصفشان در سخنم به چه صدايي دارد

ايل و اتبار حسنوند و بيرانوند همگي

                                                پاپي و مير وبهاروند چه نوايي دارد

شرح ايل، جودكي و ساكي و قائد رحمت

                                                بخشش لر بزرگ نشو و نمايي دارد

سخن از وصف لران ، شهد و شكر،‌طعم دهان

                                            اين سخن در نظرم رنگ و حنايي دارد

شيعه مذهب ، زالست زاده كه شيرين سخنند

                                                    پيرو پير طريقت چه حيايي دارد.

شهرهايش چو بهشتند و هوايش چونسيم

                                                    وان بناها بنگر به چه بنايي دارد.

آيين هاي عروسي

       در ميان اقوام اگر دختري و پسري با اختلاف سني كم به دنيا بيايند و با هم خويشاوند باشند در همان كودكي نام آنها بر روي هم گذاشته مي شود و آنها ناف را بريده هم مي خوانند.

        آنها با هم بزرگ مي شوند و هر عيد يا شب چله خانواده ي پسر براي دختر لباس يا طلا ، كادو مي خرند.

        وقتي كه به سن ازدواج رسيدند خانواده پسر به خانه ي خانواده دختر مي روند و بزرگان طايفه براي تعيين شيربها و مهريه ي عروس به خانه ي دختر مي روند،‌بعد از مشخص شدن شيربها و مهريه ي عروس فرداي آن روز خانواده ي داماد همراه با يك روسري و چادر سفيد و حلقه به خانه ي عروس مي روند و مراسم نامزدي را برگزار مي كنند .

       در مراسم نامزدي بنا به رسم رقصهاي محلي را همراه با موسيقي هاي محلي دستمالهاي رنگي كه به دست مي گيرند اجرا مي كنند از آن روز به بعد آن دو رسماً نامزد مي شوند.

- رقص محلي كه آن را دس گرفتن مي گويند،‌بدين ترتيب است كه حول دايره اي دست به دست هم مي دهند و گاه زنها نيز دور مردان دست گرفته با صداي ساز نوازندگان شروع به اجراي مراسم مي نمايند.

         نواشيرينيnoasirini يا پيش از شيريني كه معمولا تفنگ ،‌قاطر يا مبلغي معادل آن است كه چند روز قبل از عقد كنان به عنوان هديه چندتن از سركردگان خانواده پسر ،‌به عنوان هديه به پدر دختر تقديم مي كنند.

و سپس مراسم مخصري براي عقد كنان گرفته مي شود كه تنها خواندن يك صيغه ي دائمي بين آنها مي باشد.

      چند روز بعد از اين مراسم نوبت به حنابندان و عروسي مي شود. كه معمولا حنا را با تزئينات خاصي توسط داماد به خانه ي عروس مي برند و حنا را به دستان عروس و داماد مي گذارند و فرداي آن روز مراسم عروسي برگزار مي شود.

     غذاي عروسي ها آبگوشت و برنج و گوشت است كه مقدار و نوع آن به تناسب تمكن خانواده داماد فرق مي كند.

       در مراسم عروسي برادر داماد پارچه اي را كه در آن نان و نمك پيچيده است، به دور كمر عروس مي بندد به نيابت 7 پسر ،‌كه آن را درخانه ي داماد باز مي كند.

       درروز عروسي ،‌عروس را با قاطر يا اسب به خانه ي بخت مي برند و آبادي را چراغاني مي كنند. مردان چوب بازي مي كنند، ووقتي عروس به خانه ي داماد رسيد جلوي پاي عروس گوسفندي را سرمي برند و عروس را 7 بار به دور تختي كه به وسيله ي چيزهاي خاص تزئين مي كنند و مي گردانند و مراسم با شكوهي برگزار مي كنند.

شب يلدا (شوچله)

          لرستاني ها به شب اول زمستان يا شب يلدا به زبان خودشان شب چله مي گويند . لرستاني ها رسم ها و آداب خاصي براي شب چله دارند مثلا چند روز قبل از شب چله مادرها براي دختران ازدواج كرده خودشان مقداري ميوه، شمع ، گندم شادونه(گندم بو داده) كشمش ، شيريني بعضي ها هم پول يا پارچه براي دوخت لباس به دخترانشان مي دهند.

       يكي ديگراز رسمهاي لرستاني ها اين بوده البته اين رسم بيشتر در قديم انجام مي شده به دليل اينكه خانه ها در قديم دريچه هايي در سقف داشتند و شب چله اين دريچه ها را باز مي گذاشتند بعد بچه هاي كوچك يك پارچه بزرگ از دريچه به داخل آويزان مي كردند تا آن صاحب خانه هرچه براي شب چله خود دارد مقداري از آن را در آن پارچه مي گذاشت و آن را تكان مي داد تا آن را بالا بكشند . يكي ديگراز اين رسوم اين بود كه چند تا از خانوادها ها دور هم جمع مي شدند و از خاطرات گذشته براي هم تعريف مي كردند و گندم شادونه مي خوردند و با هم شعر هم مي خوانند مردم معتقد بودند كه اگر شب چله گندم بو داده بخورند چيزي كه انبار كرده اند در زمستان آن سال با بركت مي شود.

اعياد مذهبي

           بيشتر لرها دينشان اسلام و همگي شيعه هستند به همين دليل اعياد ديني براي ايشان مقدس و محترم شمرده مي شود. و به حضرت ابوالفضل العباس اعتقاد خاص نشان مي دهند وقسم به حضرت عباس را بسيار محترم مي دارند.

اعياد مذهبي

           بسياري از لرها به آداب و سنن به جاي مانده ملي پاي بند هستند و به آن احترام مي گذارند . مثلا عيد نوروز،‌مراسم چهارشنبه سوري و شب چله، در ميان اين مردم نيز رواج دارد . اما بعضي از لرها نيز به مقتضاي نوع زندگي تغييراتي در بعضي از اعياد ملي داده اند مثلا درروز سيزده بدر، از شهر بيرون نمي روند و روز سيزدهم فروردين را سيزده بدر فارسها مي دانند و خود در روز چهاردهم فروردين به صحرا مي روند.

اعياد محلي

          جشن محصول، يكي از مراسم شادي بخش ايل بيرانوند و لرهاي ديگر مي باشد. كشاورزان پس از جمع آوري محصول خود در لباسهاي رنگارنگ و با آرايشي خاص در ميدانگاهي ده به جشن و پايكوبي مي پرداختند . عيد بسيار مهمي كه در منطقه جنوب استان، چون كوهدشت و سرطرهان برگزار مي شد و احتمالا در ميان همه لك زبانان مراعات مي گرديد، جشن بهاران بود،‌اين جشن احتمالا بازمانده جشني است كه اقوام كهن در پايان زمستان ، به نشانه پايان فتن سرما و گرسنگي برپا مي كردند.

نام نمايش: جشن بهاران

بازيگران : زمستان ، پيرزني سفيد پوش

بانو بهار با دختركان همراهش (سبزپوش)‌

زمهرير ، كه در گويش لكي به معناي سوز سرما است،‌او لباس سفيد بر تن دارد و همراه زمستان است.

       نوروز مردي است با لباس سرخرنگ و چند همراه كه پيشقدمش گل مي پاشند.

سبزه سوار، اسب سواري در نقش بهاره

           مراسم جشن بهاران ، از هنگام سرزدن اولين انوار خورشيد، آخرين روزهاي زمستان آغاز مي شد تا زماني كه آفتاب سايه مي گسترد ادامه داشت.

كه اين نمايش در نوع خود بسيار جالب و ديدني است.

آواهاي خرمن كوبي

             از جلوه هاي تعاون در زندگي عشاير،‌همكاري در جوي روبي،‌شخم زني، ‌خرمن كوبي و درو است اتفاق مي افتد،‌بزرگ خاندان يا خانواده هاي ،‌قادر به جمع آوري محصول خود نمي باشد. در اين حالت ،‌اهالي به اشاره بزرگ طايفه ،‌اقدام به انجام كار مانده مي نمايند و گر چه همواره آوازهاي درو و خرمن كوبي معمول بوده است ،‌اما به هنگام همكاري دسته جمعي لذت بيشتري دارد.

آواهاي كار

        آواهاي كار آوازهائي هستند، كه مردان و زنان ايل ،‌به هنگام انجام دادن كار مي خوانند مضامين اين آوازها ،‌معمولا گفتگو باشي و يا حيوان است كه براي آنها كار مي كند،‌اين آوازها بسيار متنوع اند.

آواهاي مشكه زني

miona arey sarda itozek

اين شيري كه سرد و گواراست براي پذيرايي از ميهمان است.

كركر بن پاتيل اري شوني

sooni  arey patil ben ker ker

ته ديگ بد مزه براي چوپان است.

         مشك وسيله اي از پوست بز كه آنرا به يك سه پايه به نام مالار مي آويزند (مشكه را پر از دوغ مي كنند و آنقدر آنرا تكان مي دهند تا كره اش جدا شود)

         آواز مشكه زني كه تسكين روح زن مشكه زن است موسيقي آهنگيني است كه گذشت ساعات پرزحمت را آسان مي سازد، در آوازهاي مشك زني ،‌طبيعت ساده و بي آلايش زن ايل را مي توان يافت كافيست به معناي اين اشعار دقت كرد تا دنيايي از نجابت و پاكي را در آنها بيابي،‌زن لر در يكي از اين اشعار به صراحت مي گويد ،‌ كه همه زيبائيهاي دنيا را با سفره گشاده شوي خود،‌(شوي كم دست) عوض نمي كند.

           اين آوازها كه با حركت رفت و برگشت مشك همخواني دارند،‌از لطيفترين نواهاي عاميانه اند،‌در حقيقت صداي بهم خوردن دوغ، موسيقي زيركلام زني است كه تمام توان خود را در كتفهايش ارزاني مشك مي كند،‌تا خانواده از حاصل آن بهره مند شود.

مشكه سوره كم هر هوه مكي .

makey howa har sarakam maska

مشكه سرخ رنگم صدا كن صدا كن .

makey koa kol  maleyla keyre 

خير داخل خانه ها را جمع مي كني .

مشكه سوره كم سوره دروشاه .

darresa sora sorakam maska  

اي مشكه قرمز رنگم (مشكه اي كه از پوست گاو درست مي كنند). صداي دلنشيني داري.

صيمره بن بن كوكوه مكي

makey kokoa ben ben seymara   

وقتي دوغ را خالي مي كنم چون رودخانه صيمره ، بي پايان است .

مشكه سوره كم سوره در روشاه.

soradarvesa sorakam maska 

اي مشكه قرمز رنگ اين مشكه قرمز رنگ دهانه گشاد!‌

خير ا ماليكه ازنت رشيا

risa aranet leyla ma keyre   

حاصل تمامي مشكها، باندازه محتواي توست...

و به همين صورت اين آواز با حركت رفت و برگشت مشك ادامه مي يابد.

 فال چل سرو

       چل سرو و يا چل سرود نيز ،‌نوعي فال است كه براي آگاهي از حال سفر كرده و يا انجام كار نو يا معامله اي و غيره انجام مي گيرد. طريقه گفتن فال چل سرو به اين صورت است كه فرد چهل دانه تسبيح يا چهل سنگ ريزه در دامن خود پنهان مي كند سپس هر يك از افرادي كه در مجلس نشسته اند ،‌بيت يا نيم بيت شعر لكي يا لري مي خوانند شخصي كه تسبيح يا سنگريزه ها را پنهان كرده ،‌در مقابل هر بيت يك دانه تسبيح يا سنگريزه جدا كرده و كنار ميگذارد ، آخرين بيت با آخرين دانه تسبيح مي ماند. نتيجه فال بعدا بوسيله گرداننده كار فال بيان مي شود. كه به اين كار چل سرو گفته مي شود به معناي چهل سرود اشعار شركت كننده گان بيشتر از چهل بيت است و كسي نيز به شمارش ابيات نمي پردازد. به همين دليل كسي از نتيجه فال با خبر نيست.

باورها

           عشاير بيرانوند براي هر بخش از مظاهر زندگي ، باورهاي كهن خاصي دارند. انسان، آسمان ، آفرينش، حوادث طبيعي چون زلزله ، ماه گرفتگي ، قحطي، سيل ، باد، باران موجودات فراطبيعي موضوعات توهمات و باورهاي خاص اين مردم بودند. زنان حامله، همواره به موجود افسانه اي آل فكر مي كنند. نوجوانان از مردي غول آسا با چهره اي كريه به نام مردآزما مي هراسند. پيرزنان و پيرمردان ، ماه گرفتگي و خورشيد گرفتگي را علامت خوبي براي مردم نمي دانند. و در باور مردم اين ديار چه بسيار است درختهايي كه مقدسند، چشمه هايي كه نظر كرده اند و ماهيهاي آن دور از آسيب معتقدان، در آب شناور و چه كودكاني كه طلسمها و دعاهايي را بر لباس و بازوي خود بسته اند تا از گزند بلاها به دور مانند. اين باورها از جنبه هاي بسيار وسيعي قابل بررسي است اما در اينجا به ذكر دو باور جالب و شنيدني اين مردم بسنده مي كنيم.

كل هزاره

          اگر تعداد شكارهاي يك شكارچي به هزار برسد ، طبيعت به گونه اي خاص به او اخطار مي كند، كه دست از شكار بكشد اين اخطار به طور گوناگون چون ظاهر شدن اخطاري كه قبلا شكاري كشته شده نمايان مي شود. اگر شكارچي پس از اخطار عمر طبيعي خود را بخواهد دست از شكار مي كشد در غيز اينصورت بزودي خواهد مرد،‌يكي از شكارچيان به نام تقي خان بيرانوند، پس از سالها شكار،‌روزي كل كوهي را از پاي درآورد اما كل پس از اصابت تير همچنان روي پاي خود ايستاد و شكارچي نگاه مي كرد. تقي خان ماجرا را براي همسرش باز گفت ،‌همسر تقي خان به وي اخطار كرد كه اين كل هزاره است بايد دست از شكار بكشي ، اما تقي خان مغرور از توان خود،‌بار ديگر به شكار رفت ولي غروب خبر مرگ او را به ده بردند . او از كوه سقوط كرده بود.

نذر باران

         گاه پيش مي آيد كه از آسمان بخيل،‌باران نمي بارد،‌در اين زمان پيرزن كاسه ي پر از آبي را به در هفت خانه مي برد،‌و به اهل هر منزل ليوان آب نذري مي دهد. و از آنها مي خواهد براي بارش باران دعا كنند. صاحبان هفت خانه نيز پس از نوشيدن آب، نذر مي كنند اگر باران باريد، هديه اي به اين نيت براي پيرزن يا امامزاده مورد نظرشان ببرند. همچنين رسم است در سال كم باراني ،‌مردم دور هم جمع مي شوند. واسم چهل كچل شناخته را مي نويسندو به اعتقاد اين مردم فرداي اين شب باران خواهد باريد.

فهرست مطالب

1- بخشي از سخن حضرت امام راحل « ره»‌به عشاير

2- بخشي از پيام آيت الله خامنه اي به مردم لرستان

3- توضيحي كوتاه در ابتدا درباره ي كلمه ي لر و پيدايش آن

4- نقدي برسپاوند « وندها»‌ درلرستان

5- تعريف لرستان از زبان يكي از عشاير لر

آييـن هـاي زنـدگـي

1- آيين عروسي

2- شب يلدا(شوچه)

3- اعياد مذهبي

4- اعياد ملي

5- اعياد محلي

آواهـــا

1- آواهاي خرض كوبي

2- آواهاي كار

3- آواهاي مشکه زني

(بــاورهــا)

1- كل هزاره

2- نذر باران

3- فال چل سرو
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 0:43  توسط   |  آرشیو نظرات
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 0:16  توسط گروه ادبیات  |